رفتن به آزمایشگاه و آزمایش بتا 11خرداد93
امروز شنبه صبح که از خواب بیدار شدم خیلی هیجان داشتم تا زودتر برم آزمایشگاه.اما دو دل بودم. چون تازه یک روز بود که پری عقب افتاد و گفتم شاید برای دادن آزمایش خون یه کم زود باشه.اما ته دلم یه ذوقی داشتم که نمیذاشت صبر کنم.همسری که رفت سرکار سریع کارهامو رسیدم و ناهار و درست کردم گفتم شاید کار آزمایشگاه طول بکشه.لباس پوشیدم و رفتم سمت آزمایشگاه.دیدم وسط راه همسری زنگ زد و گفت کجام که بیاد پیشم.نمیدونستم چیجوری کاری کنم که نیاد و بالاخره یه بهونه ای پیدا کردم و تنها رفتم آزمایشگاه.ازم خونگیری کردن و گفتن 2ساعت دیگه جواب حاضره. رفتم بازار و بیرون انقدر دور زدم تا 2ساعت شد و برای گرفتن جواب رفتم.کمی منتظر موندم تا اسممو خوندن.منشی گفت جواب شم...
نویسنده :
زهرا مامان تمشک کوچولو
15:23




